تبليغاتX
mamadpotter.tk

mamad potter
درود بر طرفداران لرد هری پاتر!
سلام دوستان.امروز می ریم سراغ بازیگر محبوب ممّد پاتر، اورلاندو بلوم:

 

نام کامل:اورلاندو جاناتان بلانکارد بلوم 

تولّد:13/1/1977 در Canterbury,انگلستان

شغل:بازیگر

خانواده:

پدر:کالین ستون.(پدر خونی اورلاندو)وقتی اورلاندو چهار سال داشته  او مرده است.

مادر:سونیا بلوم.

ناپدری:هری بلوم.(اورلاندو در 13 سالگی فهمید که هری پدر واقعی اش نیست.)

تحصیلات:1.آکادمیه British American Drama Academy در لندن،انگلستان،1995

2.مدرسه سنت ادموند(St Edmund's School) در Canterbury،انگلستان

 

قد:180 سانتیمتر

رنگ مو:قهوه ای   رنگ چشم:قهوه ای

آیا می دانستید...

او یک خواهر به نام سامانتا دارد که دو سال از اورلاندو بزرگتر است.

اورلاندو یک سگ به نام سیدی دارد.

اورلاندو به زبان فرانسوی مسلّط است.

اوّلین نقش او در فیلم Wilde و در نقش Rentboy بوده است.

چی دوست داره؟

رنگ:زرد

غذا:پاستا،پیتزا،برنج و سبزیجات و سیب زمینی پخته

تیم فوتبال:منچستر یونایتد

بازیگر:جانی دپ،ادوارد نورتون و پل نیومن

فیلم:Stand by me

اورلاندو به همراه تام کروز:

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 0:4  توسط محمّد  | 

سلام دوستان.امیدوارم حال همتون خوب باشه.امروز می خوام یک مصاحبه با شهرزاد سپانلو رو براتون بذارم که از مجلّه ی OCPC ترجمه شده.حتما بخونید:

یک خواننده‌ی بااستعداد جوان با علاقه‌ی شدید به موسیقی. از خواندن در برابر آینه در کودکی تا حضور در داغ‌ترین گروه دختران، سیلوئت، و سرانجام در مقام تک‌خوانی. شهرزاد همه‌ی این‌ها را دارد.
شهرزاد سبک متفاوتی از موسیقی ایرانی را ارائه می‌کند، سبکی امروزی و مدرن که کمتر خواننده‌ی ایرانی‌ای آن را امتحان کرده. در واقع همین متفاوت بودن، رمز موفقیت شهرزاد سپانلو است. در کنار آن، شهرزاد شخصیت و اخلاقی عالی و در خور یک خواننده‌ی ممتاز ایرانی دارد؛ خواننده‌ای که کمتر کسی می‌تواند به شخصیت، موسیقی و صدای بی‌ایراد او، ایراد بگیرد.(واقعا که درسته!من هم 100% طرفدارشم)

از گذشته‌ات بگو و این که چگونه وارد موسیقی شدی.
تا آن‌جا که به خاطر دارم، خواندن و اجرای آن در برابر مردم را دوست داشته‌ام. من سه ساله بودم که با یک خودکار در برابر آینه می‌ایستادم و برای شنونده‌ی خیالی‌ام، می‌خواندم. بعدا به طور دایم شعر می‌گفتم و مایل بودم که آن‌ها را برای دوستانم در پارتی‌ها اجرا کنم. موسیقی همیشه برای من گریزی بوده است خصوصا زمانی که در ایران بودم، و همان طور که می‌دانید بعدش انقلاب و جنگ ...
زمانی که به امریکا نقل مکان کردم و دبیرستان را به پایان رساندم، واقعا علاقه به خوانندگی حرفه‌ای پیدا کردم. من در آن زمان با دو گروه کالج امریکایی همکاری کردم اما زیاد با چشم‌انداز آن راحت نبودم. سپس به UCLA رفتم و بعد از فارغ‌التحصیلی از آن، دخترانی که در گروه سیلوئت با آن‌ها بودم را ملاقات کردم. آن واقعا یک شانس بود که آن دختران را در یک پارتی دیدم. آن‌ها دنبال دختری بودند تا گروهشان را کامل کنند و من گروه را کامل کردم. من احساس بسیار راحتی در خواندن با آن‌ها داشتم و این‌گونه کار جدی من در موسیقی شروع شد.

شهرزاد
بیزنس موسیقی هنور هم یک بیزنس مردسالار است بنابراین یک زن مجبور است بسیار سخت کار کند و با مردم ارتباط برقرار کند. به زبان ساده یک زن برای موفقیت به طور جدی نیاز دارد که با این کار خیلی حرفه‌ای و دیپماتیک برخورد کند.

والدین تو هر دو هنرمندند، آیا این تاثیری در کار تو داشت؟(والدین شهرزاد شاعرند.)
فکر می‌کنم که من نظم و انتظار بیشتری را به خودم تحمیل کردم چون والدینم هردو منتقدان سخت‌گیری هستند. این مورد واقعا هم یک نکته‌ی مثبت و هم یک نکته‌ی منفی بود. مثبت به خاطر همکاری ما روی آلبوم من و به خاطر همه‌ی چیزهایی که من از آن‌ها در زندگی‌ام آموخته‌ام. ببینید، من هنرم را که شامل موسیقی، شعر و تئاتر می‌شد را تقریبا هرروز در برابر والدینم و دوستانشان به نمایش می‌گذاشتم. من از آنان ممنونم چون یک کودکی جادویی داشتم که روی زندگی و تصمیم من برای خوانندگی تاثیر گذاشت. ولی یک نکته‌ی منفی هم در داشتن والدین هنرمند وجود دارد به ویژه اگر آنان نویسنده باشند: من خیلی مواظبم و گاهی اوقات نسبت به ریسک کردن بی‌میلم؛ ولی آرام آرام دارم از آن دور می‌شوم.
از تجربه‌ات در صنعت موسیقی به عنوان یک خواننده‌ی زن بگو.
بیزنس موسیقی هنور هم یک بیزنس مردسالار است بنابراین یک زن مجبور است بسیار سخت کار کند و با مردم ارتباط برقرار کند.
به زبان ساده یک زن برای موفقیت به طور جدی نیاز دارد که با این کار خیلی حرفه‌ای و دیپماتیک برخورد کند. اما روی هم رفته، صنعت موسیقی از آن‌چه که انتظار داشتم بهتر است. در حالی که این واقعیت دارد که هنوز به زنان به حالت مسائل جنسی و سکسی نگاه می‌شود و آن‌ها شاید در بخش بیزنس کار هم جدی گرفته نشوند، برای من بسیار خوشایند است که تعدادی از همکارانم با حرفه‌ای‌ترین شکل ممکن کار می‌کنند. من بسیاری از مردم بااستعداد (چه زن و چه مرد) را ملاقات کرده‌ام و با آن‌ها کار کرده‌ام که به خاطر موسیقی و به خاطر به وجودآوردن همکاری‌های بادوام و بامعنی در این بیزنس هستند. 

به تازگی یک نفر به خانواده‌ات اضافه شده!
لیلی فصیحی 17 ماه پیش به زندگی ما آمد. او عشق زندگی‌ام است. من برای او می‌خوانم و از این جهت هیجان‌زده‌ام که او یک بچه‌ی موزیکال است. بودن او در زندگی مرا قوی‌تر کرده و به من اعتماد به نفس بیشتری بخشیده است. من هرگز تصور نمی‌کردم که مادر شوم اما امروز یک مادر هستم و زندگی را بدون لیلی نمی‌توانم تصور کنم. من می‌خواهم که وقتی لیلی بزرگ‌تر شد به من افتخار کند و با توجه به عشقی که لیلی به موزیک دارد بعید نیست که در آینده من و او یک آهنگ دونفری بخوانیم!(البتّه این مصاحبه مربوط به چند ماه پیش است و هم اکنون دختر شهرزاد ،لیلی،حدود دو سال دارد.)
سبک موسیقی‌ات را چگونه توصیف می‌کنی؟
من معمولا به همه می‌گویم که این موسیقی پاپ است اما با یک حالت جدی‌تر. من به سوی اشعار سنگین‌تر و موسیقی تندتر کشش دارم و فکر می‌کنم این‌ها عناصری هستند که من تلاش می‌کنم تا آن‌ها را در موسیقی‌ام پیوند دهم.
پروژه یا آلبومی در دست تهیه داری؟
من دارم با یکی از دوستانم به نام جیمپرو اسکودری که یک تهیه‌کننده‌ی ایتالیایی است روی یک آلبوم بین‌المللی کار می‌کنم که امیدوارم به زودی منتشر شود. این آلبوم شامل ترانه‌هایی با اشعار فارسی، انگلیسی و فرانسوی می‌شود و موسیقی‌اش تم اروپایی و شرقی دارد.
من همچنین کار یک آهنگ با نام «از من تا من» را به پایان رسانیده‌ام.

شهرزاد
زندگی و موسیقی جان لنون همیشه مرا مجذوب خود ساخته است. او یک هنرمند واقعی بود.

کدام هنرمندان ایرانی یا امریکایی روی تو تاثیر گذاشته‌اند؟
از میان هنرمندان ایرانی من همیشه از گوگوش الهام گرفته‌ام و او را می‌ستایم. من همچنین عاشق موسیقی فرهاد و آلبوم «جمعه» او هستم. من همچنین احترام زیادی برای هنرمندانی چون داریوش، ابی، مرجان و فرامرز اصلانی قائلم. البته خیلی‌ها هستند و نام‌هایی که گفتم تنها چندتا از آنان را در می‌گیرند.
از میان غیر ایرانی‌ها، خیلی‌ها قابل ذکر هستند؛ ولی می‌توانم بگویم که زندگی و موسیقی جان لنون همیشه مرا مجذوب خود ساخته است. او یک هنرمند واقعی بود.
آیا می‌دانستید که ...
شهرزاد در نوجوانی طرفدار پروپاقرص جورج مایکل بود.
او مجموعا یک سال در پاریس و انگلستان زندگی کرده است.
شهرزاد زمانی که در دبیرستان و UCLA(لس آنجلس) بوده قسمت‌های کوتاهی در فیلم‌هایی بازی کرده است.
وی قبلا در کلاب Atlas در لس‌آنجلس آهنگ‌های جاز می‌خوانده است.
فیلم موردعلاقه‌ی او Westside Story است.
محل تولد: تهران
ساکن: لس آنجلس
غذای موردعلاقه‌ی ایرانی: قرمه سبزی
شهرزاد تاکنون چهار آلبوم داده است: آب، خاک و آتش (به همراه گروه سیلوئت)، داستان ما، هزار و یک شب.

شهرزاد

من هم برای شهرزاد عزیز این خواننده ی خوب ایرانی و خانواده اش آرزوی موفّقیت می کنم.(MP)

پایان

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 17:47  توسط محمّد  | 

دوستان عزیز،سلام.امروز یک آمار گیر جدید از سایت وبگذر در وبلاگ قرار گرفته.البتّه چون که تازه وارد وبلاگ شده همه ی آمار هایش دقیق نمی باشد.ئلی به مرور زمان درست خواهد شد.

امشب منتظر قسمت بعدی زندگینامه ی رولینگ باشید...

قابل ذکر که کم کم داره این زندگینامه تموم میشه و پس از اتمام همه ی اونها رو در یک جا می دارم تا بتونید اون ها رو از این به بعد با هم بخونید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 18:18  توسط محمّد  | 

خب دوستان.امروز یک سری اخبار جالب رو از سینما،موسیقی و هری پتر رو براتون مینویسم:

۱.فیلم Spiderman 3 قرار است در May 2007 به نمایش در بیاید.امیدواریم فیلم زیبایی باشد و مانند دو فیلم قبلی با استقبال خوبی مواجه شود.

برای دیدن تیزر تریلر Spiderman 3 اینجا کلیک کنید


2.امروز در New Orleans هزاران نفر از طرفداران در حالی که  از خوشحالی جیغ می زدند از شان پن،جود لاو و کیت وینسلت در مراسم فیلم All the King's Men استقبال کردند.این فیلم چند ماه قبل از طوفان کاترینا در این شهر فیلمبرداری شده بود.

Photo


3.فیلم هری پاتر 5 زودتر از آخرین کتاب به نمایش در می آید و قبل از تابستان 2007 به روی پرده می رود.(به احتمال قوی در July 2007)


4.ابی،خواننده ی مطرح ایرانی،در یکی از مصاحبه هایش اعلام کرد که آلبوم بعدی اش ،شاید آخرین آلبوم اش باشد و برای همیشه خوانندگی را کنار بگذارد!به هر حال امیدواریم این اتّفاق نیفتد.


۴.شهرزاد سپانلو،بهترین خواننده ی زن جهان(البتّه به نظر من!)حدود 2 ماه پیش مادر بزرگش رو از دست داد.مادر بزرگ شهرزاد در ایران زندگی می کرده و در سن 93 سالگی چشم از جهان فرو بست.شهرزاد در وبلاگ خودش در مورد دوران کودکی اش که با مادر بزرگش در ایران بوده زیاد نوشته و از اینکه مادر بزرگش رو از دست داده بسیار ناراحت شده با اینکه سالیان سال در کنار او نبوده.

خدا رحمتش کنه...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 13:31  توسط محمّد  | 

دوستان عزیز.من امروز تصمیم گرفتم که یک کوچولو از چیزایی که خودم دوست دارم رو به حالت بیوگرافی خودم بنویسم.می تونید اینجا کلیک کنید و اون رو بخونید.اگر نظراتتون رو بشنوم، من خیلی خوشحال می شم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 2:57  توسط محمّد  | 

 

سلام دوستان.من از خيلي وقت پيش بهتون قول داده بودم مطلبي در مورد هري پاتر در وبلاگ ممد پاتر بنويسم و امروز بلاخره مي خوام براتون مي نويسم.پس بدون مقدمه مي رم سراغ موضوع اصلي و مطلب رو براتون مي نويسم(اميدوارم که دستام زود خسته نشن !):

من حدود دو ماه پیش کتاب ۶ رو برای ششمین بار خوندم!و بعدش کمی به کلّ داستان فکر کردم.این که ولدمورت چه جادوگری،چه کسایی رو کشته و اینکه رفته و لیلی و جیمز پاتر رو کشته ولی نتونسته هری کوچولو رو بکشه و خودش از بین رفته و مقداری از قدرتش رو به اون داده...امّا اینجا چیزی نظرم رو جلب کرد.البتّه به مرور زمان من اعتقادم به این نظریه رو از دست دادم امّا حالا این رو برای شما می گم تا خودتون قضاوت کنین ولی این رو بدونین که من چندان عقیده ای به این امر ندارم.

ولدمورت قبل از مرگش ۶ هورکراکس(یا جان پیچ یا جاودانه ساز که در ایرانی ترجمه شده)ساخته بوده،کتاب،قاب آویز اسلایترین،جام هافلپاف،انگشتر،چیزی از ریونکلاو و قسمتی هم روح خودش و قصد داشته اخری رو بسازهو بنا بر عقیده ی آلبوس دامبلدور قدرتمند ،ولدمورت قصد داشته آخرین رو توسّط قتل هری انجام بده تا هفت هورکراکس داشته باشه.حالا باید اشاره کنم که مفهوم واقعی هورکرکس چیه:شی یا موجودی که قسمت از روح شخصی در اون باشه و بنا براین مقداری از قدرتش رو به اون چیز میده.

خب ولدمورت رفت که آخری رو بسازه امّا قدرتش را از دست داد ولی مقداری از قدرتش را به هری پاتر واگذار کرد!چیزی که هنوز معلوم نشده و شاید در آخرین کتاب معلوم بشه!متوجّه شدید ؟ولدمورت مقداری از قدرتش را به هری داد!روحش را به هری داد!و بنا بر این نطریه خواسته یا ناخواسته هری پاتر هورکراکس هفتم ولدمورت شد!

البتّه شاید این حرف مسخره ای باشه ولی ممکنه،نه؟امّا مسلّما ولدمورت متوجّه شده که این اتّفاق افتاده و بنابراین به سرعت فهمید که کتاب نابود شده و حالا ۶ هورکراکس دارد و بنابراین دوباره به نظر آلبوس ناجینی،مارش را با قتل آن پیرمرد تبدیل به یک هورکراکس کرد!البتّه شاید بپرسید که دامبلدور گفت بلافاصله پس از قتل مار را هورکراکس کرد و بعد از نابودی کتاب با خبر شد امّا این در صورتی است که هری هورکراکس نباشدو دیگر،رولینگ بدون دلیل به نکته ای اشاره نمی کند،فراموش نکنید که دامبلدور همیشه به هری می گفت حرفای ما حدسه!از کجا معلوم اشتباه نکر ده باشه؟

خب.حالا موضوع کلّی رو فهمیدید.ولی حالا دلایل مخالف و موافق رو ذکر می کنم تا خودتون قضاوت کنید وی فراموش نکنید که من عقیده ای ندارم:

موافق:

۱.ولدمورت هرگز اجازه ندد کسی غیر از خودش با هری مبارزه کند.همیشه خودش می خواست با او روبه رو شود.نظری ندارید؟!او می خواست خودش با او بجنگد که شاید تکّه ای از روحش حدر نرود ولی اگر کشته بشود دیگر روحش هم از بین می رود ولی شاید خودش بتواند روحش را از بدن هری پس بگیرد!

۲.این ضرب المثل را شنیده اید:ما دو روحیم در یک بدن!این ضرب المثل هنگامی به کار می رود که دو نفر بسیار با م صمیمی هستند و احساسات همدیگر را می فهمند.

هر وقت ولدمورت خشمگین می شده هری می فهمید،خوشحال می شد هری می فهمید،بعضی اوقات چیزهایی را که می دید هری هم می دید و برعکس!نظری ندارید!؟

.بزرگترین راز کتاب هری پاتر!داغ پیشانی هری پاتر!دقیقا مانند همان علامت را هری روی انگشتر که هورکراکس بود دیده بود!البتّه در این صورت حتما جادوگر بزرگی مثل دامبلدور متوجّه میشد.

مخالف:

۱.بنا به نظر دامبلدور هرگز یک موجود زنده را نباید هورکراکس کرد.ولدمورت به این دلیل این کار را کرد که بسیار به ناجینی نزدیک بود امّا هری چه؟مگر هری دشمنش نبود؟!!!!البتّه این موضوع می شود در حالتی موافق باشد و آن هم این که ولدمورت ناخواسته هری را هورکراکس کرده

۲.ولدمورت هرگز نمی آید کسی را که هورکراکش است آزاد بگذارد تا هر آسیبی می خواهد به او برسد.و  حتما از او مراقبت می کند.

و...

بنا براین اگر هری پاتر هورکراکس ولدمورت باشه بدون شک باید در آخر بمیره.


خب.حالا می تونید تصمیم گیری کنید.امّا فراموش نکنید که هزاران راز و سؤال در کتاب ها وجود دارد که همگی در آخرین کتاب معلوم خواهد شد و با توجّه به متن اصلی داستان باید متن اصلی کتاب بالای ۱۵۰۰ صفحه باشد.امّا در این مورد می تونید فکر کنید ولی فراموش نکنید که هر کدورم از اینا می تونه اشتباه باشه یا دلیل دیگه ای داشته باشه.

به هر حال امیدوارم پاتری های عزیز دز این مورد فکر کنند.

در آخر به یک موضوعی اشاره می کنم که قبلا هم مطالبی رو خودم در باره اش نوشتم و شاید یکی از اوّلین وبلاگ ها بودم که این موضوع رو گفتم،دامبلدور زنده است!و تا چند روز دیگه این موضوع رو در همون مطلب قبلی ادامه می دم.

اگر نظر من رو بخواید بهتون اطمینان ۱۰۰٪ می دک که یا دامبلدور نمرده یا هم اگر مرده باشه نقشه ای بوده بین اون و سوروس اسنیپ،!

خب حالا به این موضوع اشاره می کنم و شما رو به خدا می سپارم:دامبلدور در یک از کلاس هایش به هری گفت که وقتی ولدمورت متوجّه شد توسّط لوسیوس مالفوی، که یکی از هورکراکس هایش از بین رفته بسیار عصبانی شد!!!

دقّت کنید!آۀبوس دامبلدور ،اوّلین دشمن ولدمورت چگونه تونسته متوجّه بشه که ولدمورت متوجّه شده که قسمتس از روحش نابود شده،واین که بفهمد چه کسی آن را گفته ،واین که چه احساسی داشته؟

حتما می گید یک فردی این رو به دامبلدور گفته که شاید نزدیکترین کس هم به دامبلدور بوده هم ولدمورت ولی به دامبلدور وفادار بوده.امّا ولدمورت که هرگز اجازه نمی دهد کسی به او نزدیک شود این اجازه را داده و متوجّه نشده که آن شخص دشمنش است!پس حتما یک جادوگر قوی بوده که تونسته این کار رو بکنه.

نظرتون راجع به سوروس اسنیپ،مرموزترین فرد کتابها چیه؟!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 2:20  توسط محمّد  | 

توجّه

خب دوستان .بهتون قول داده بودم که یک سؤال جدید بذارم که جایزه داره و جایزه اش کارت اینترنت ۲ ساعته با سرعت ۵۶ کیلوبایته.که کارت هم مخصوص شهرهای تهران،شیراز،  بندرعبّاس،اهواز،بوشهر،آبادان،بندرانزلی،و گچسارانه و دوستانی که تو این شهرها هستند می تونن با دادن جواب درست کدهای این کارتو دریافت کنن.از امروز یک هفته برای جواب دادن فرصت دارین.باید جواب خود را در قسمت نظرات بنویسید و حتما ایمیل خود را فراموش نکنید:(البتّه دوستان خارج از کشور و عزیزانی که در دیگر شهرهای دیگر هستند نیز می توانند جواب بدهند و لی من نمیتونم جایزه ای تقدیم این عزیزان کنم ولی حتما از اونها تقدیر و تشکّر فراوان می کنم):

این عکس متعلّق به چه کسی است؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 18:40  توسط محمّد  | 

سلام دوستان عزیز.امروز اوّل می ریم سراغ موسیقی و شب در مورد هری ژاتر می نویسم.می ریم سراغ آلبوم دو خواننده ی خوب ایرانی که من هم بعد از سیاوش قمیشی طرفدار اونهام و این آلبمشون هم خیلی قشنگه و پیشنهاد می کنم حتما گوش کنید و می تونید برای تهیه سی دی آلبوم از روی اینترنت سفارش بدید یا از مراکز مخصوص موسیقی تهیه کنید(البتّه برای دوستان خارج از ایران)من خودم همین امروز سی دی این آلبوم رو گرفتم و فوق العاده قشنگ بود.واسه همین پیشنهاد می کنم گوش بدید: 

(این آلبوم کامل نیست،کیفیت ۱۲۸):

بارون

ستاره

ما رو باش

لحظه

شیرین و فرهاد

نماز و روزه

اشاره

خودشه

 

 

چند روز پیش من در شبکه ی pmc  مصاحبه ی با محمد رو نگاه کردم و در اون محمد گفت که شاید بعد از این آلبوم از هم جدا کار مشترکشون رو رها کنن.ولی امیدواریم همیشه کارشون خوب باشه.

(ترانه:سرزمین)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 17:15  توسط محمّد  | 

سلام دوستان.امیدوارم حالتون خوب باشه.از تمام عزیزانی که نظر دادند تشکّر می کنم.من همین امشب به دبی اومدم و الان دو ساعتی که اومدم.ببخشید ولی امروز نمی تونم مطلبی بنویسم ولی قول می دم که فردا مطالب زیادی در باره ی کتابای لرد هری پاتر بنویسم که همه ی اونا هم توسّط خودم نوشته شده و شاید جای دیگه ندیده باشید و دیگه هم این که قسمت بعدی زندگینامه ی رولینگ رو می نویسم.به هر حال امیدوارم تا فردا روز خوبی داشته باشید و از شرکتتون در نظر سنجی هم ممنونم.

بای بای

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 1:22  توسط محمّد  | 

دزدان دریایی کاراییب:صندوقچه مرد مرده

Pirates of the Caribbean:Dead man's chest

(فیلمی که سه بازیگر مورد علاقه ی من توشن!)

كارگردان:

گور وربينسكي

پخش:

بوئنا وبيستا پيكچرز

بازيگران:

جانی دپ، اورلاندو بلوم، كيرا نايتلی، جك داونپورت، بيل نای

زمان:

145 دقيقه

تاريخ اكران:

7 جولاي 2006

درجه فيلم از نگاه منتقدان:

-B

درجه فيلم از نگاه كاربران:

+B

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکس ها:

Johnny Depp and director Gore Verbinski on the set of Walt Disney Pictures' Pirates of the Caribbean: Dead Man's Chest

Stellan Skarsgaard as Bootstrap Bill and Orlando Bloom as Will Turner in Walt Disney Pictures' Pirates of the Caribbean: Dead Man's Chest

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 22:55  توسط محمّد  | 

خب دوستان عزیز.همونطور که میدونید من هرزگاهی در وبلاگ مسابقه میذارم.مسابقه قبلی که کسی برنده نشد و لی من پس از ۷ سال به آرزوم رسیدمبلاخره تیم ایتالیا قهرمان شد(من از ۸ سالگی طرفدار ایتالیا بودم).اما من با آپدیت بعدی مسابقه ی بعدی رو می ذارم که این بار ۵ ساعت کارت اینترنت جایزه داره!البتّه این کارت فقط مخصوص چند شهره.به هر حال تا آپ بعدی من مسابقه رو می ذارم که این با بقیه فرق داره و موضوع یک سؤال نیست بلکه یک عکسه!!!!من اطّلاعات بیشتره همون موقع میدم(حدود یه هفته دیگه یا کمتر)پس تا اون موقع بای بای!
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 0:8  توسط محمّد  | 

سلام دوستان.ببخشید که یک کم طول کشید.از دوستانی که نظر داده بودن یک دنیا ممنونم.آقا نیو!من هم با شما موافقم...مرجان خانوم،مرسی که اوّل نظر دادین.من اوّل شیراز بودم.بعد ۱۰ روز تهران و حالا هم دوباره شیرازم.و یه چی نزدیک ۲۰ روز دیگه برمی گردم دبی...زهرا خانوم اون خبر رو تو آپدیت بعدی می نویسم چون باید زیاد تایپ کنم.البتّه اگر درست باشه دردناکه ولی نباید فراموش کنیم که این فقط یک نظریه است و البتّه خودم با این که روی این مطلب فکر کردم ولی اعتقاد زیادی بهش ندارم...عسل خانوم از نظرتون خیلی ممنونم.

اوّل نتیجه نظر سنجی رو براتون می نویسم:(مجموع آرا:۱۷۴)

۱.برد پیت   ۳۹ رأی

۲.تام کروز   ۲۴ رأی

۳.لؤناردو دی کاپریو   ۲۲ رأی

۴.جیم کری   ۱۶ رأی

۴.جکی چان   ۱۶ رأی

۵.جانی دپ   ۱۵ رأی

۶.اورلاندو بلوم   ۹ رأی

۶.آل پاچینو   ۹ رأی

۶.رابرت دونیرو   ۹ رأی

۷.جورج کلونی   ۸ رأی

۸.تام هنکس   ۷ رأی

 امیدوارم در نظر سنجی آینده هم شرکت کنید.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 23:11  توسط محمّد  |